پایگاه خبری تحریر نو - آخرين عناوين فرهنگ و هنر :: نسخه کامل http://tahrireno.ir/art Sat, 20 Jan 2018 04:45:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://tahrireno.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری تحریر نو http://tahrireno.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحریر نو آزاد است. Sat, 20 Jan 2018 04:45:39 GMT فرهنگ و هنر 60 پذیره نویسی صندوق اعتماد کارگزاری بانک ملی ایران آغاز می‌شود http://tahrireno.ir/vdchzvnz.23nikdftt2.html پذیره‌نویسی صندوق اعتماد کارگزاری بانک ملی ایران صبح روز شنبه ۲۷ خردادماه ۹۶ با حضور جمعی از مدیران ارشد بانک در کارگزاری بانک ملی ایران به صورت نمادین و به صورت همزمان در ۱۰۱ شعبه منتخب بانک ملی ایران به مدت پنج روز آغاز می‌شود.به گزارش تحریرنو از روابط عمومی بانک ملی ایران، پذیره‌نویسی صندوق اعتماد کارگزاری بانک ملی ایران با سقف ظرفیت ۱۰۰ میلیارد تومان آغاز می‌شود و پس از ثبت صندوق، فعالیت خود را به صورت روزانه ادامه می‌دهد.سرمایه‌گذاران می‌توانند با اهداف بلند، میان و کوتاه‌مدت به سرمایه‌گذاری در این صندوق بپردازند. بهای هر واحد پذیره‌نویسی ۱۰۰ هزار تومان است.این صندوق برای نخستین‌بار در بانک ملی ایران شکل می‌گیرد و این بانک، ضمانت صندوق را بر عهده دارد. ]]> فرهنگ و هنر Tue, 13 Jun 2017 08:22:07 GMT http://tahrireno.ir/vdchzvnz.23nikdftt2.html سید صادق موسوی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران شد http://tahrireno.ir/vdca.onak49noe5k14.html سید صادق موسوی رییس هیأت مدیره و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران شد.به گزارش تحریرنو، طی حکمی از سوی حجت الله ایوبی رییس سازمان سینمایی، سید صادق موسوی به عنوان رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران منصوب شد، پیش از این فرید فرخنده‌کیش مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران بود.در متن حکم رییس سازمان سینمایی چنین آمده است:جناب آقای سید صادق موسوی؛ نظر به دانش و تجربه و شایستگی هایتان و به استناد مواد ۱۱ و ۱۴ اساسنامه انجمن سینمای جوانان ایران و مصوبه هیأت محترم امنای انجمن به موجب این حکم به سمت "رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران" منصوب می شوید؛ موفقیت هایتان در مسئولیت های مهم فرهنگی و هنری گذشته، خوشفکری و ارتباطات گسترده و مفیدتان با چهره های فرهنگی، علمی و دانشگاهی نوید بخش روزگاری خوب و پر رونق برای بزرگترین مدرسه سینمایی کشور است. امید است با نگاه ملی و جهانی پرشتاب و بی درنگ انجمن سینمای جوانان را از حاشیه ها و چالش های های دست و پاگیر و بی اهمیت رهانیده و راه را برای قدرت نمایی هرچه بیشتر جوانان پرشور کشور بازکنید. به عنوان مدیری خلاق، جوان و دانش آموخته بکوشید در لایه های گوناگون مدیریت انجمن زمینه های هم افزایی تجربه های ارزشمند بزرگان و پیشکسوتان و شور و انرژی جوانان خلاق را فراهم کنید.رسیدگی فوری به مسائل و مشکلات انجمن در تهران و شهرستان ها، تجهیز دفاتر انجمن در استان ها و تلاش برای ایجاد فرصت های برابر از جمله مأموریت های شما در این مسئولیت مهم است. همکاری و همفکری با مدرسه ملی سینمای ایران و ایجاد پیوند عمیق و پیوسته بین این دو نهاد کمک شایانی به ارتقاء سطح دانش و تجربه در سینمای ایران خواهد کرد؛ ضمن تقدیر از تلاش های مشفقانه جناب آقای فرید فرخنده کیش و همکاران شان موفقیت روز افزونتان را در این مسئولیت مهم از خداوند متعال خواستارم.سید صادق موسوی متولد سال ۱۳۵۸ و فارغ التحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه تهران است.از سوابق وی می توان به مدیر کل نمایش خانگی، مستند و کوتاه، مدیرکل حوزه ریاست سازمان سینمایی، ریاست مجموعه تالار وحدت، ریاست مجموعه تئاتر شهر، عضو هیات مدیر بنیاد فرهنگی هنری رودکی، مشاور راهبردی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون مرکز هنرهای نمایشی، رئیس شورای نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی، رییس شورای ساخت و حمایت مرکز هنرهای نمایشی، مدیر تالار هنر، قائم مقام ادوار مختلف جشنوار بین الملل تئاتر کودک و نوجوان اشاره کرد. ]]> فرهنگ و هنر Sat, 24 Dec 2016 15:04:41 GMT http://tahrireno.ir/vdca.onak49noe5k14.html "آندره وایدا" فیلمساز بزرگ لهستانی درگذشت http://tahrireno.ir/vdch.qnqt23n6kftd2.html "آندری وایدا" کارگردان مطرح لهستانی در سن ۹۰ سالگی درگذشت.به گزارش تحریرنو "آندری وایدا"، فیلمساز سرشناس لهستانی بر اثر نارسایی ریوی و پس از چند روز کما، در سن ۹۰ سالگی درگذشت. "وایدا" را از برجسته‌ترین اعضای مکتب فیلم‌سازی لهستان، می‌دانند. او در سال ۱۹۹۹ جایزه اسکار افتخاری را برای "پنج دهه کارگردانی درخشان" دریافت کرد. چهار فیلم این کارگردان نام‌آور "سرزمین موعود" (۱۹۷۵)، "دوشیزگان ویلکو" (۱۹۷۹)، "مرد آهنین" (۱۹۸۱) و "کاتین" (۲۰۰۷) نامزد بهترین فیلم خارجی اسکار شده‌اند. "آندری وایدا" روز ششم مارس ۱۹۲۶ در "سوالکی" کشور لهستان به دنیا آمد، وی هنر طراحی را از پدرش آموخت و همین موجب شد که در "کراکوف" به تحصیل در رشته هنرهای زیبا بپردازد اما سه سال بعد تصمیم‌اش عوض شد و برای ادامه‌ی تحصیل به مدرسه‌ی فیلم "لودز" رفت. "وایدا" ۱۳ ساله بود که جنگ جهانی دوم آغاز شد و او بیشتر عمرش را به همراه مادرش با این امید گذراند که شاید پدرش از جنگ زنده بازگردد. اما نام پدر "وایدا" در هیچ‌یک از فهرست‌های رسمی سربازان لهستانی کشته شده در جنگ اعلام نشده بود و حقیقت درباره او سال‌ها بعد آشکار شد. "کاپیتان وایدا" در زندانی واقع در غرب اتحاد جماهیر شوروی سابق توسط پلیس مخفی شوروی تیرباران شده بود، این فاجعه در حالی روی داده بود که "آندره" و حدود ۲۲ هزار لهستانی دیگر امیدوارانه انتظار بازگشت عزیزانشان را می‌کشیدند. "آندری وایدا" در دهه‌ی ۵۰ یکی از اعضای اصلی مدرسه‌ فیلم لهستان بود که جمعی از فیلم‌سازان بسیار مستعد را تشکیل می‌داد که با فیلم‌هایشان اعتباری بین‌المللی برای سینمای اروپای شرقی به ارمغان آورده بودند. فیلم‌های "وایدا" مهم‌ترین رویدادهای تاریخی لهستان در نیمه‌ی دوم قرن بیستم را در ساختاری تراژیک که خاص سینمای اوست، به تصویر کشیده‌اند. "آندری وایدا" عموما به عنوان یکی از مهم‌ترین سینماگران لهستان پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود که با وجود نظام استالینی و اختناق حاکم بر کشورش، همواره به درون‌مایه‌های سیاسی علاقه نشان داده است. "وایدا" فیلم "کانال" را در سال ۱۹۵۶ ساخت و جایزه‌ی ویژه هیات‌داوران جشنواره‌ کن را گرفت و فیلم "خاکستر و الماس" در سال ۱۹۵۸ جایزه‌ی فیپرشی جشنواره‌ی ونیز را برای او به ارمغان آورد. این کارگردان سینما و تئاتر با یکی از اولین فیلم‌های خود با نام "خاکستر و الماس" نشان داد که قادر است زیر سانسور شدید، فیلم‌های باارزشی بسازد و در چارچوبی محدود از نابسامانی‌های نظام انتقاد کند. این که "وایدا" زندگی‌اش را وقف جنبش همبستگی کرده بود، موجب شد که در نخستین انتخابات آزاد لهستان در سال ۱۹۸۹ یکی از کاندیداها باشد. دهه‌ی ۷۰ را می‌توان درخشان‌ترین و موفق‌ترین دوران‌ فعالیت هنری و سینمایی "وایدا" دانست؛ دوره‌ای که بیش از ۱۰ فیلم ساخت و شاهکارهای بی‌نظیری را به‌روی پرده سینماهای جهان آورد. "چشم‌انداز پس از جنگ"، "عروسی"، "سرزمین موعود"، "مرد مرمرین" و "رهبر ارکستر" از جمله آثار شاخص "وایدا" در دهه‌ ۷۰ بودند. با اوج‌گیری اعتراضات در لهستان، "آندری وایدا" از اوایل دهه ۱۹۸۰ به اردوی منتقدان پیوست، آشکارا زبان به انتقاد باز کرد و کوشید فیلم‌های خود را در شرایطی آزاد در کشورهای اروپای غربی کارگردانی کند. "وایدا" به ویژه با فیلم سینمایی "دانتون" که آن را در فرانسه کارگردانی کرد، با سلطه "دیکتاتوری خلقی" در کشور خود تسویه حساب کرد. او در این سال‌ها زندگی‌اش را وقف جنبش همبستگی لهستان کرده بود و علاقه و ارادت خود را در فیلم "مرد آهنی" (۱۹۸۱) و پیش از آن در "مرد مرمرین" (1976) نشان داده بود. حضور فعال این کارگردان در جنبش همبستگی لهستان موجب شد تا دولت این کشور کمپانی فیلم‌سازی "وایدا" را از ادامه فعالیت محروم کند. "وایدا" در این سال‌ها همچنان در عرصه‌ تئاتر فعال بود و آثار برجسته‌ای از داستایوفسکی چون "ابله" و "تسخیرشده" و هم‌چنین "آنتیگون" را به‌روی صحنه برد. این فیلم تاریخی به ماجراهای انقلاب کبیر فرانسه در "دوران ترور" می‌پردازد، اما "وایدا" با زبانی کنایی التهابات و کشمکش‌های سیاسی لهستان را در آن بازتاب داد. او در فیلم خود در برابر نظرات خشن و افراطی روبسپیر، از میانه‌روی و آزادمنشی دانتون دفاع می‌کند. فیلم "دانتون" یکی از بهترین فیلم‌های سال ۱۹۸۳ بود و جوایز فراوانی به دست آورد، از جمله جایزه‌ی سزار و جایزه‌ی بافتا را از آن خود کرد. "وایدا" در سال ۲۰۰۷ نیز برای فیلم سینمایی "کاتین" جایزه‌ی بافتا را از آن خود کرد. دهه‌ی ۹۰ با انتخاب "وایدا" به سمت سناتور آغاز شد و او در فیلم‌هایی چون "انگشتر عقاب‌نشان" (۱۹۹۳) و "هفته مقدس" (۱۹۹۶) بار دیگر جنگ جهانی دوم را محوریت داستان قرار داد. او با فیلم‌های "کورژاک"، "دانتون" و به‌خصوص فیلم پرفروش "پن تادئوس" آکادمی اسکار را واداشت تا در سال ۲۰۰۰ جایزه‌ اسکار افتخاری را برای تقدیر از یک عمر دستاورد سینمایی، به او تقدیم کند. جشنواره‌ برلین نیز در سال ۲۰۰۶ با اعطای خرس طلای افتخاری تقدیری دوباره از این کارگردان بلندآوازه به‌عمل آورد. این فیلمساز لهستانی در سال ۲۰۰۰ به پاس "پنج دهه کار خلاقانه در سینما" جایزه‌ی اسکار افتخاری دریافت کرد. فیلم‌های او همگی مورد تحسین واقع شده‌اند. "وایدا" در عین حال به خاطر فیلم "مرد آهنین" نخل طلای جشنواره کن ۱۹۸۱ را نیز از آن خود کرده بود. همچنین فیلم دیگرش با نام "کاتین" در هشتادمین دوره جوایز اسکار، نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی شد. "کاتین" شخصی‌ترین فیلم "وایدا" محسوب می‌شود. او در این فیلم سرنوشت چهار افسر لهستانی و خانواده‌هایشان را که البته همگی شخصیت‌های داستانی هستند، به تصویر می‌کشد. "وایدا" در آخرین ساخته سینمایی خود زندگی رییس جمهور لهستان، رهبر جنبش دموکرات و یکی از تاثیرگذارترین افراد در تغییر دوره‌ی کمونیستی لهستان را جلوی دوربین برده است. هفتادمین جشنواره فیلم ونیز نیز در سال ۲۰۱۳ با اعطای جایزه دستاورد سینمایی خود از "آندری وایدا" کارگردان کهنه‌کار لهستانی تقدیر کرد. ]]> فرهنگ و هنر Tue, 11 Oct 2016 08:15:52 GMT http://tahrireno.ir/vdch.qnqt23n6kftd2.html در قیام عاشورا به ازای هر یار امام، ۴۱۷ نفر در لشکر عمرابن سعد حضور داشتند http://tahrireno.ir/vdcf.edeiw6dc0giaw.html بدون شک واکاوی قیام عاشورا از جنبه‏ های مختلف می‏تواند زوایای تازه‏ای از این جنایت بزرگ یزید و خاندانش را برملا کند. مقایسه تعداد یاران امام حسین(ع) و نیروهای عمرابن سعد نشان می‏دهد که به ازای هر یار امام ۴۱۷ نفر نیرو در لشکر عمرابن سعد حضور داشته است و همین یک شاخص نشان می‏دهد که یک جنگ نابرابر رخ داده است. در این گفتگو سعی کرده ‏ایم برخی از زوایای قیام امام حسین(ع) را از نگاه آمار بررسی کنیم، زاویه‏ای که شاید کمتر به آن توجه شده است. برای بررسی ابعاد مختلف قیام به ویژه آمار و ارقام تجهیزات به کار رفته در این نبرد، آمار واقعی شهدا، تعداد یاران امام و آمار نیروهای عمرابن سعد با مصطفی اسماعیلی از ذاکرین اهل بیت گفتگوی ویژه‏ای انجام داده‏ایم که در پی می‏آید. ضمن تشکر از حضرتعالی در ابتدا در خصوص ریشه‏ های شکل‏ گیری قیام عاشورا و دلایل آن توضیح دهید؟اسلام با تولد پیامبر اکرم(ص) شروع شده است. وی پس از تولد، محمد امین شهرت یافت و به تجارت مشغول بود. در غار و هنگامی که جبرائیل بر وی نازل شد و به وی گفته شد که "اقرا باسم ربک" را به زبان بیاورد دین اسلام به صورت رسمی آغاز شد. به دنبال آن بحث دعوت مخفی و بعد از آن دعوت آشکار مردم به دین اسلام مطرح شد. با این تحولات دین اسلام در سرزمین عربستان تقویت شد و نضج گرفت. رسالت پیامبر اکرم(ص) با آن همه زحماتی که برای اسلام کشید در جریان واقعه غدیر خم و انتخاب حضرت علی(ع) به عنوان جانشین کامل شد. هنگامی که امیرالمومنین(ع) مشغول مراسم کفن و دفن پیامبر اکرم(ص) بودند تعدادی از افراد آمدند و ثقیفه بنی‎ساعده را تشکیل داده و امیرالمومنین(ع) که قرار بود جانشن بلافصل پیامبر اکرم(ص) باشد را خلع کردند. آنها بین خود رای‏گیری کرده و خلفای راشدین را به جای امیرالمومنین(ع) منصوب کردند. با این کار آنها حضرت علی(ع) را به مدت ۲۵ سال خانه نشین کردند. بعد از گذشت ۲۵ سال و زمانی که مردم به سمت حضرت علی(ع) هجوم آوردند و دوران امامتش شروع شد مشکلات زیادی برای وی به وجود آوردند. حضرت علی(ع) گرفتار مخالفین، ناکسین و منافقین شد و با جنگ‏های متعددی که برای وی به وجود آوردند امام اول شیعیان نتوانست آنچه مد نظر پیامبر اکرم(ص) و خودش بود را اجرایی کند. حضرت علی(ع) در آن ایام نتوانست به طور دلخواه خود عدالت اجتماعی را اجرا کند و حتی خودش به خاطر شدت عدالت به شهادت رسید. زمان حکومت امامت امام حسن مجتبی(ع) با برنامه‏های معاویه و خرید سران سپاه وی مواجه شد به گونه‏ای که چندین بار قرار بود امام حسن(ع) با سپاه معاویه بجنگد اما به خاطر اینکه سران سپاه وی توسط معاویه خریداری می‏شد در نهایت مجبور به صلح با معاویه شد. بعد از امامت امام حسن مجتبی(ع) نوبت به امامت امام حسین(ع) رسید که امامت امام حسین(ع) با زمان خلافت یزید همزمان شد. به خاطر شرایط حاکم بر آن دوران امام حسین(ع) از صلح با یزید ممانعت به عمل آورد. امام حسین(ع) از ۲۸ ماه رجب از مدینه به سمت مکه و از آنجا هم به سمت عراق حرکت کرد. به خاطر نامه‏ها و درخواست‏هایی که مردم عراق از امام حسین(ع) کرده بودند وی مسلم ابن عقیل(ع) را برای گرفتن بیعت به سمت عراق روانه کرد.بعد از اینکه مسلم ابن عقیل(ع) راهی عراق شد تعداد زیادی با وی بیعت کردند. در این زمینه چه مستنداتی وجود دارد؟در خصوص شمار دو سپاه امام حسین(ع) و یزید آمار دقیقی در دست نیست اما مستندات و روایت‏های گوناگونی در این خصوص وجود دارد. بر اساس مستندات تاریخی تعداد بیعت کنندگان با حضرت مسلم ابن عقیل متفاوت گزارش شده است. اعداد ۱۲ هزار، ۱۸ هزار، ۲۰ و چند هزار، ۵ هزار و بیش از ۳۰ هزار نفر آمارهایی است که در منابع گوناگون ذکر شده است. لازم به ذکر است که بیشتر گزارش‎های موجود ۱۸ هزار نفر را تایید می‏کنند و این تعداد در بیش از ۱۰ منبع کهن و قدیمی گزارش شده است و کتاب‏هایی مانند اخبار التواب، الارشاد، تاریخ طبری و الاستقاص ابن حیان و طبقات کبری این رقم را ذکر کرده‏اند. به نظر می‏رسد نقل‏هایی که در خصوص ۱۲ هزار نفر ذکر شده مربوط به ابتدای بیعت با مسلم ابن عقیل(ع) باشد که با گذشت زمان تعداد آنها افزایش یافته است. نقل‏ های دیگری که در خصوص تعداد بیعت‏ کنندگان با مسلم ابن عقیل(ع) ذکر شده احتمالاً گزارش‏ های تقریبی و برآوردی است. در شماری از منابع آمده است که اهل کوفه ضمن نگارش نام ه‏ای جهت دعوت از امام حسین(ع) برای آمدن به کوفه اظهار داشته‎‏اند که در کوفه یکصد هزار جنگجو با ایشان همراهی خواهند داشت. شیخ مفید این مطلب را چنین آورده است: مردم کوفه به امام(ع) نوشتند در اینجا یکصد هزار شمشیر برای نبرد آماده شده است و بر روی همین حساب امام حسین(ع) به سمت کوفه حرکت کردند. بدیهی است که این سخن که یکصد هزار نفر در کوفه با وی بیعت کردند ممکن است صحت نداشته باشد و این رقم به تعداد جنگجویان در کوفه دلالت داشته باشد و یا به دلیل تشویق امام حسین(ع) برای آمدن به کوفه در تعداد علاقمندان به ایشان مبالغه شده باشد. حضرت مسلم این عقیل(ع) با مردم کوفه بیعت کرد و حتی به عنوان پیش نماز ایستاد اما هنگامی که نماز تمام شد و سلام نماز را خواند به پشت سرش نگاه کرد دید تا همه رفته‏ اند. مسلم این عقیل(ع) در کوفه در به در شد و به خانه طوعه رفت اما آنها با حقه‏ بازی و بر سر راه وی یک جنگ نمایشی ترتیب دادند، سپس چاهی کندند و به وی امان دادند اما به امان دادن خود خیانت کردند و وی را به شهادت رساندند. در این شرایط امام حسین(ع) که در راه بود به عراق رسید. در خصوص تعداد یاران امام حسین(ع) همه جا صحبت از ۷۲ نفر است. این موضوع بر اساس مستندات تاریخی تا چه اندازه صحت دارد؟ بیشتر منابع معتبر شمار سپاهیان امام حسین(ع) را ۷۲ نفر گزارش کرده اند. شیخ مفید در این زمینه می‏ نویسد: حسین ابن علی(ع) هنگام صبحگاه و نماز صبح یارانش را برای نبرد آماده کرد. آنان ۳۲ سوار و ۴۰ پیاده بودند. بر اساس نام و مشخصات شهدای کربلا می‏توان گفت که شمار سپاهیان امام بیش از این تعداد بوده است چنانچه پاره‏ای از منابع شمار یاران امام را ۸۲ نفر، برخی ۱۱۴ نفر و برخی هم ۱۴۵ نفر ذکر می‏کنند. همچنین برخی از منابع ۱۷۰ نفر، برخی ۶۰۰ نفر و برخی ارقام دیگر را گزارش کرده‎اند. نکته قابل توجه اینکه در تبیین آمار شهدای کربلا بجز امام حسین(ع)، آمار و مشخصات ۱۵۴ نفر ارائه می‏شود که ۷۲ نفر از آنها از خاندان امام حسین(ع) و پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بوده ‏اند. بنابراین ممکن است آنچه در گزارش مشهور آمده به همین افراد اشاره داشته باشد و یا اشاره به یاران امام قبل از ملحق شدن کسانی باشد که به تدریج به ایشان پیوسته‏ اند. زیرا گزارش‏ هایی مبنی بر پیوستن ۲۰ تا ۳۰ نفر به امام حسین(ع) در جریان جنگ وجود دارد. ممکن است برخی اسامی به دلیل تصحیف تکرار شده باشد. به هر حال ذکر این نکته لازم و ضروری است که یاران حضرت امام بیش از ۷۲ نفر بوده‏ اند. البته شماری از شهدا مانند علی اصغر(ع)، عبدالله ابن حسن و امه وهب از سپاهیان به شمار نمی‎روند و شماری از سپاهیان امام مانند "حسن مثنی" و "ضحاک ابن عبدالله مشرقی" شهید نشده‏ اند. با توجه به اینکه شماری از نیروهای اعزامی در بین راه فرار کرده‏اند صحبت کردن در خصوص شمار واقعی و شمار تقریبی سپاه عمرابن سعد بسیار دشوار است.شمار سپاهیان عمرابن سعد در این جنگ نابرابر چقدر بوده است؟ دلیل اصلی وجود آمارهای متفاوت از لشکریان عمرابن سعد در منابع تاریخی چیست؟بر اساس منابع معتبر شمار سپاهیان عمرابن سعد متفاوت گزارش شده است. بر اساس این منابع شمار سپاهیان عمرابن سعد ۴ هزار نفر، ۴ هزار و ۵۰۰ نفر، ۲۰ هزار نفر، ۲۲ هزار نفر، ۲۸ هزار نفر، ۳۰ هزار نفر، ۳۱ هزار نفر و ۳۵ هزار نفر گزارش شده است. با توجه به اینکه نیروهایی که از کوفه به کربلا رفته‎اند به صورت یکجا اعزام نشده‏ اند احتمالا برخی از مورخان تنها آمارهای اولیه و نیروهای اعزامی از کوفه را ثبت کرده ‏اند و برخی هم آمار کسانی که به آنها اضافه شده ‏اند را ثبت کرده ‏اند در نتیجه چنین اختلاف‏ هایی پدید آمده است. از سویی دیگر با در نظر گرفتن اینکه شماری از نیروهای اعزامی در بین راه فرار کرده ‏اند صحبت کردن در خصوص شمار واقعی و شمار تقریبی سپاه عمرابن سعد بسیار دشوار است. گفتنی است که در خصوص آمار لشکریان عمرابن سعد دو روایت از امام حسن(ع) و امام زین‏ العابدین(ع) مبنی بر ۳۰ هزار نفر نقل شده که این دو روایت از اعتبار کافی برخوردار نیست. با توجه به کوچ دادن عمومی مردم کوفه به سوی کربلا توسط ابن زیاد و با توجه به اینکه این تعداد کمتر از نیمی از جنگجویان کوفه است این رقم قابل قبول است. شواهد دیگری که می‏تواند رقم ۳۰ هزار نفر برای لشکر عمرابن سعد را تایید کند این است که سپاهیان مختار را ۶۰ هزار نفر گزارش کرده‏اند. به نظر می‏رسد سپاهیان وی را افرادی تشکیل داده‏اند که در واقعه کربلا در لشکر ابن زیاد حضور نداشته‎اند. با توجه به اینکه در زمان قیام عاشورا مانند شرایط کنونی امکانات از جمله دوربین فیلم‏برداری و عکاسی موجود نبوده، فقط افرادی به عنوان خبرنگار و مورخ حضور داشته‏اند که موارد مشاهده شده را یادداشت کرده‏اند. آقای ریشهری با استفاده از چندین کتاب تاریخی این آمارها را استخراج کرده است. در کتاب مدینه تا مدینه نیز آمار سپاهیان امام و اسامی کامل شهدای کربلا ذکر شده است. بر اساس مستندات این کتاب و روایتی از امام محمد باقر(ع) تعداد لشکر امام ۴۵ سواره و ۱۰۰ نفر پیاده بوده‏ اند. آمار ادوات جنگی به کار رفته در این نبرد به چه صورت بوده است؟ این آمار تا چه اندازه دقیق است؟بیشتر ادوات جنگی تیر و کمان و نیزه بوده است و در برخی موارد از سنگ هم استفاده شده است. آنچه که توسط امام حسین(ع) و یارانش استفاده شده سپر، شمشیر، خنجر و تیر بوده است. در خصوص آمار این ادوات جنگی هم مستندات تاریخی وجود ندارد. سپاه مقابل نیز از همین ادوات جنگی استفاده می‏کردند اما در کنار این ادوات از سنگ نیز استفاده کرده‏اند. وقتی حضرت عباس(ع) به میدان رفت آب بیاورد وی را سنگباران کردند. وقتی که امام حسین(ع) در آخرین لحضات سوار بر اسب بود سنگ بر پیشانی وی زدند. پیشانی امام خون‏آلود شد. وی دامن و لباس خود را بالا آورد که با آن خون پیشانی خود را پاک کند که هرمله تیری به سمت امام شلیک کرد و تیر به قلب امام حسین(ع) خورد. بر اثر این تیر و سنگی که به پیشانی حضرت برخورد کرد باعث شد گه وی وارد قتلگاه شود و بر روی زمین بیفتد. مراسم سوگواری سرور و سالار شهیدان هر ساله در چند کشور برگزار می‏ شود؟هر ساله در حدود ۸۰ کشور دنیا مراسم سالگرد شهادت امام حسین(ع) را گرامی می‏دارند و عزاداری برپا می‏کنند،با اینکه ۱۴۳۷ سال از اسلام می‏گذرد اما بقای این دین وابسته به وجود حضرت امام حسین(ع) است. سال‏هاست که از قیام امام حسین(ع) می‎گذرد اما هر ساله مردم با شکوه بیشتری این مراسم را برگزار می‏کنند. بر اساس آمارهایی که ما در اختیار داریم هر ساله در حدود ۸۰ کشور دنیا مراسم سالگرد شهادت امام حسین(ع) را گرامی می‏دارند و عزاداری برپا می‏کنند. حتی مردم هند که هیچ دینی ندارند روز عاشورا به عشق امام حسین(ع) بر روی آتش راه می‏روند. در هند جنازه را می ‏سوزانند. هنگامی که یک نفر فوت کرده بود و جنازه وی را سوزانده بودند متوجه شدند که دست و سینه وی نسوخته است. طبق بررسی انجام شده آنها متوجه شدند چون دست به خاطر امام حسین(ع) و در مراسم عزاداری به سینه خورده دست و سینه آن شخص نسوخته بود. این موضوع در چندین روزنامه هند منتشر شد و توسط علمای آن کشور نیز نقل شده است. علاقه مردم به امام حسین(ع) در تمام کشورهای دنیا از آمریکا و اروپا گرفته تا کشورهای آسیای میانه وجود دارد. ما آمار ۸۰ کشور را در اختیار داریم که عزاداری امام حسین(ع) را به صورت بسیار باشکوه در سطح جهان برگزار می‏کنند. این عشق و علاقه مردم به امام حسین(ع) را می‏رساند. اقلیت‏ های مذهبی نیز به خاطر شفاعت‏ هایی که از اهل بیت دیده ‏اند به امام حسین(ع) و سوگواری ایام عاشورا احترام می‏گذارند. برخی از هیئت‏ های مذهبی مراسم ‏های ویژه ‏ای برای اقلیت‏ های مذهبی دارند. هیئت ثارالله واقع در میدان هفت تیر تهران روز تاسوعا را به اقلیت‏های مذهبی اختصاص داده است. در این روز صف‏های طولانی درست می‏کنند و تعداد زیادی گوسفند تدارک دیده و ذبح می‏کنند. اقلیت‏ های مذهبی در این روز غذا گرفته و به خانه‏ های خودشان می‏برند. بیشتر این اقلیت‏ها غذاهایی که در این ایام گرفته‏ اند را نمی‏ خورند بلکه آن را در یخچال نگهداری کرده و به صورت تبرک هرگاه که بخواهند غذا درست کنند چند دانه از برنج را درون غذای در حال پخت می‏ اندازند. اقلیت‏ های مذهبی به قمر بنی‏ هاشم اعتقاد زیادی دارند. برآوردی از تعداد شرکت‏کنندگان در مراسم سوگواری امام حسین در اختیار دارید؟به نظر من در این زمینه نمی‏توان عدد دقیقی ذکر کرد. به طور متوسط حداقل در هر کشور در ایام شهادت امام حسین بیش از ۱۰۰ هزار نفر در این مراسم‏ها شرکت می‎کنند. در حال حاضر از ۱۲ هزار هیئت مذهبی که در تهران حضور دارند ۷ هزار هیئت تحت پوشش سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفته‏اند. امام خمینی(ره) در زمانی که در قید حیات بودند فرمودند که هیئت‎های مذهبی نباید دست بخورد و نباید سیاسی شوند. در آن ایام سازمان تبلیغات اسلامی قصد داشت همه هیئت‏های مذهبی را تحت پوشش خود درآورد که برخی از هیئت‏ها قبول نکردند.گفتگو از سیدمسعود حسینی ]]> فرهنگ و هنر Sun, 09 Oct 2016 11:39:26 GMT http://tahrireno.ir/vdcf.edeiw6dc0giaw.html آموزش روش‌های کشف عملیات و معاملات مشکوک در مبارزه با پولشویی http://tahrireno.ir/vdcj.xeafuqextsfzu.html مرکز مالی ایران، سومین دوره تخصصی "روش‌های کشف عملیات و معاملات مشکوک در مبارزه با پولشویی"را ۲۱ شهریورماه برگزار می کند.به گزارش تحریرنو از روابظ عمومی مرکز مالی ایران، سومین دوره تخصصی "روش‌های کشف عملیات و معاملات مشکوک در مبارزه با پولشویی"را  ۲۱ شهریورماه برگزار می کند.مرکز مالی ایران در راستای ماده ۱۵دستورالعمل گزارش عملیات و معاملات مشکوک این دوره آموزشی را طراحی و اجرا می‌کند. مطابق این ماده اشخاص تحت نظارت موظفند در اجرای این دستورالعمل برای کلیه کارکنان ذیربط، آموزش‌های عمومی و برای کارکنان حوزه‌های تخصصی نیز آموزش‌های تخصصی را اعمال کنند. روح اله نجفی، دبیر کمیته مبارزه با پولشویی سازمان بورس و اوراق بهادار تدریس این دوره آموزشی را برعهده دارد و در پایان دوره گواهینامه‌ای از سوی مرکز مالی ایران به شرکت‌کنندگان اعطا می‌شود.مدیران و مسئولان مبارزه با پولشویی شرکت‌های ثبت شده در بورس و فرابورس، موسسات مالی و اعتباری، موسسات تجاری، شرکت‌های فعال در بازار سرمایه و بانک‌ها مخاطبان اصلی این دوره آموزشی به‌شمار می‌روند.مطابق ماده ۳۵ آئین‌نامه اجرایی قانون مبارزه با پولشویی، این آموزش‌ها، دوره‌های بدو خدمت و ضمن خدمت کارکنان را شامل می‌شود.نحوه کشف عملیات و معاملات مشکوک، نرم‌افزارهای موجود در این زمینه، نحوه گزارش‌دهی، آشنایی با سامانه STR ، سیاست‌های مربوط به پذیرش مشتری جدید و اسناد مورد نیاز، نحوه جمع‌آوری اطلاعات مربوط به سابقه مشتری، نحوه بازبینی اسناد و مدارک و بروزرسانی آن و نحوه اقدام موثر در صورت بروز مغایرت در اطلاعات از جمله مباحث ارائه شده این دوره آموزشی است.علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام می‌توانند به نشانی www.ifc.ir (بخش آموزش) مراجعه کرده یا با شماره تماس ۶۶۷۲۴۳۴۳ تماس بگیرند. ]]> فرهنگ و هنر Mon, 05 Sep 2016 09:02:47 GMT http://tahrireno.ir/vdcj.xeafuqextsfzu.html موفقیت جهانی سینما و موسیقی افتخار ملی است http://tahrireno.ir/vdcg.q93rak9x3pr4a.html رییس جمهوری ، دولت یازدهم را پشتیبان و در کنار اصحاب فرهنگ و هنر دانست و تاکید کرد: هنرمندان و اصحاب فرهنگ و هنر در خط مقدم معرفی ایران متمدن و فرهنگ دوست به جهان هستند و همه باید دست به دست هم برای ایرانی قدرتمند ، توسعه یافته و پرافتخار تلاش کنیم.به گزارش تحریرنو به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی پنجشنبه شب و در ضیافت افطار با اهالی فرهنگ و هنر اظهارداشت: اگر می خواهیم در جهان امروز قدرتمان را در برابر قدرتهای دیگر به رخ بکشانیم ، بخش بزرگی از این قدرت در حوزه فرهنگ و هنر است.رییس جمهوری با تاکید بر نقش هنرمندان در مقابله با ایران هراسی و ارائه چهره واقعی ایران اسلامی به جهان گفت: برخی تلاش دارند جهان را از ایران و ایرانیان بترسانند و قدرت نرمی که می تواند با این توطئه مقابله کند و چهره واقعی ایران متمدن را به جهان ارائه نماید، بی تردید اصحاب فرهنگ و هنر هستند.دکتر روحانی با اشاره به جایگاه ویژه ایران در طول تاریخ وبه عنوان نخستین کشور منطقه که قانون ، عدالتخانه ومجلس داشته و برای استقلال وآزادی انقلاب کرده است، گفت: اینکه موسیقی هنرمند ایرانی در سالن های بزرگ موسیقی جهان شنیده شود و اینکه فیلمهای ایران در عرصه جهانی مطرح شوند، افتخاری برای ایران و ایرانی است و معلوم نیست چرا برخی از این موضوع خرسند نیستند. همه ما ایرانیان امروز اهداف ، آرزوها و مشکلات مشترک داریم که برای تحقق اهداف و آرزوها و رفع مشکلات ، باید دست به دست هم دهیم.رییس جمهوری بخش عمده ای از افتخارات ایران در طول تاریخ را دستاورد اصحاب فرهنگ و هنر و شاعران نامدار ایرانی برشمرد و گفت: امروز در شرایطی می توانیم با جهان تعامل درست داشته باشیم و از فرصت های منطقه ای و جهانی استفاده کنیم که با چهره قدرتمند و واقعی فرهنگی این مرز و بوم ظاهر شویم.دکتر روحانی با بیان اینکه نمایندگان بزرگ ملت ایران در طول سالیان گذشته نشان دادند که مشکلات قابل حل و فصل است، گفت: ما می‌توانیم مشکلات پیچیده را در سطح جهانی حل و فصل کنیم و به دنیا بگوییم که ایران‌هراسی نابجا بوده و تعامل با ایران به نفع منطقه وجهان است.دکتر روحانی تاکید کرد:هنرمندان می توانند بهترین یاور ملت در این مسیر باشند تا واقعیت‌های تمدنی این ملت را به جهانیان به خوبی معرفی کنند. پس باید این قدرت بزرگ نرم را پاس بداریم و از هنرمندانمان حمایت کنیم.رییس جمهوری با بیان اینکه همه توان‌ها و قدرت‌ها در قدرت مجریه جمع نیست اما قدرت مجریه با همه توانی که در اختیار دارد پشتیبان اصحاب فرهنگ و هنر بوده و خواهد ماند، تصریح کرد: امروز مشکلاتی در این کشور داریم که تنها در کنار یکدیگر با وحدت و اتحاد بیشتر می توان این مشکلات را حل و فصل کرد.دکتر روحانی با اشاره به اینکه اکنون جامعه ایران در زمینه اخلاق، وحدت ، مهربانی ، نزدیکی و فاصله گرفتن از افراط‌ها و خشونت‌ها نیازمند به فعالیت فرهنگی و هنری است، خاطرنشان ساخت: امروز هنرمندان به خوبی می‌توانند آسیب‌های اجتماعی را کم کنند و جوان‌های ایرانی را در مسیر نجات کشور قرار بدهند.رییس جمهوری با تأکید بر اینکه افتخار همه ما این است که ایرانی سربلند داشته باشیم و سربلندی ایران در سایه توسعه، اشتغال و تعامل با سایر کشورها امکان‌پذیر است، گفت: حتی پیشرفت فرهنگ و هنر هم در سایه تعامل با جهان بهتر امکان‌پذیر است. برای اینکه به اهدافمان برسیم، باید فاصله‌ها را کم کنیم.دکتر روحانی افزود: اختلاف نظر و سلیقه در یک کشور ۸۰ میلیونی با قومیت‌ها، افکار، ایده‌ها، احزاب و جناح‌های مختلف طبیعی است اما مهم این است که تلاش کنیم در برخورد با یکدیگر اعمال سلیقه نکنیم.رییس جمهوری با تأکید بر اینکه قانون باید در کشور معیار باشد، افزود: اگر معیار، قانون باشد و سلیقه‌ها در زندگی و کیفیت کار یکدیگر مداخله نکنند، آنگاه می‌توانیم هنر خلاق داشته باشیم.دکتر روحانی با بیان اینکه هنر خلاق با آزادی و امنیت کامل امکان‌پذیر است، ادامه داد: با دست لرزان نمی‌توان نقاشی خوب و همچنین با دل ترسان نمی‌توان کار هنری بزرگ تحویل جامعه داد.رییس جمهوری با تأکید بر اینکه امروز باید زمینه را برای فضای مناسب تبلور آثار هنری آماده بکنیم، اظهار داشت: همه تلاش دولت این است که این فضای مناسب را برای هنرمندان جامعه بوجود آورد و این دولت تنها به فکر سیاست خارجی و یا اقتصاد نیست. دولت تدبیر و امید به فکر خواست مردم است که خواست مردم، تنها اقتصاد، سیاست نیست، بلکه هنر و فرهنگ هم هست.دکتر روحانی با بیان اینکه نام، نشان و محبوبیت سیاستمداران کمتر در ذهن مردم می‌ماند، تصریح کرد: اما نام و محبوبیت اصحاب فرهنگ و هنر بیشتر در خاطره‌ها ماندگار می شود.رییس جمهوری با اشاره به اینکه همه باید در کنار یکدیگر ملت بزرگ و پرآوازه ایران‌ را یاری و از مشکلات عبور کنیم، خاطر نشان ساخت: تنگ‌نظری در هر جامعه‌ای وجود دارد، اما نباید از تنگ نظران بهراسیم و باید به راه خود ادامه دهیم چرا که ملت ما پشتیبان و طرفدار سعه صدر است.مهدی فخیم‌زاده کارگردان سینما نیز در این دیدار در سخنانی با بیان اینکه سینما هر دوره آئینه تمام‌نمای جامعه آن دوره محسوب می‌شود، اظهار داشت: قبل از دوره دولت یازدهم وضع اقتصادی سینما به شدت آسیب‌ دیده بود و کسی حاضر به سرمایه‌گذاری در سینما نبود و در بدنه سینما نیز شاهد انشقاق و جدایی بودیم، ضمن اینکه بی‌قانونی و خودسری نیز در حوزه نمایش حکمفرما بود و می‌توان گفت که سینمای این دوران، قرابت کاملی با شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن دوران داشت.این کارگردان سینما گفت:امروز آرامش، عقلانیت و همزیستی به سینما بازگشته و بحران تا حدود زیادی فروکش کرده است. همچنان که جامعه نیز با تلاش دولت تدبیر و امید به این سمت و سو ، سوق یافته است.فخیم‌زاده گفت: سینماگران با همان مشکلاتی مواجه هستند که شما در سطح کلان با آن مواجه هستید.وی در ادامه مشکلات سینماگران در دوران بیکاری و از کارافتادگی و نیز توجه به پخش تبلیغات فیلم‌های سینمایی در رسانه‌ها را مورد اشاره قرار داده و از دولت درخواست کرد در این زمینه‌ها به سینماگران یاری رساند.فخیم‌زاده همچنین خواستار فراهم آوردن شرایط لازم برای صنعتی شناخته شدن سینما، شد.خانم طاهره ایبد نویسنده کودک و نوجوان نیز با اشاره به لزوم توجه به حق و حقوق اجتماعی نویسندگان، گفت: نگاه سلیقه‌ای و غیرمنطقی به شدت به کار نویسندگی لطمه زده و باعث کاسته شدن از انگیزه نویسندگان و نیز ضایع شدن حقوق مخاطبان می‌شود.این نویسنده خاطرنشان کرد: معتقدم دولت تدبیر و امید، ویرانه‌ای را تحویل گرفته، اما با انتخاب تیم قوی و کارشناسی توانسته است، وضع گذشته را تا حدود زیادی بهبود ببخشد.وی وضعیت نامناسب کتابخانه‌های عمومی و کتابخانه‌های مدارس را مورد اشاره قرار داد و گفت: کتاب‌های موجود در این کتابخانه‌ها، کتاب‌هایی نیست که بتواند مخاطب واقعی داشته باشد و لازم است مورد بازبینی قرار گیرد و امیدواریم دولت تدبیر و امید، تدابیری بیندیشد تا خواسته‌های نویسندگان کشورمان در راستای ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه تحقق یابد.فریدون شهبازیان از موسیقدانان کشور، با قدردانی از تلاش های دولت تدبیر و امید برای تداوم و پایداری ارکستر، خواستار تاسیس سازمان موسیقی کشور و همچنین فرهنگستان موسیقی و تخصیص بودجه های لازم برای عرضه موسیقی اصیل ایرانی در عرصه های جهانی شد.نسیم ادبی، بازیگر تئاتر نیز با بیان اینکه بالای ۹۵ درصد هنرمندان در انتخابات ریاست جمهوری به دکتر روحانی رای دادند، خطاب به رییس جمهوری گفت: شما منتخب هنرمندان هستید و جامعه هنری زحمات دولت تدبیر و امید در زمینه های اقتصاد و سیاست خارجی و از جمله برجام را ستایش می کند که البته ضروری است توجه بیشتری نیز به فرهنگ و هنر شود.وی با قدردانی از تلاش های دولت تدبیر و امید برای توسعه تالارهای نمایشی در کشور، خواستار حمایت های تبلیغاتی از هنر تئاتر در تلویزیون و همچنین افزایش بودجه کلی تئاتر شد.این بازیگر تئاتر ضرورت حمایت از جامعه بازیگران زن در کشور را خاطر نشان ساخت و ادامه داد:مردم عاشق هنرمندان بوده و جامعه هنری نیز دلسوز، عاشق و وطن دوست هستند. ]]> فرهنگ و هنر Thu, 30 Jun 2016 18:18:16 GMT http://tahrireno.ir/vdcg.q93rak9x3pr4a.html یادی از اکبرخان نوروزی ، به روایت استاد حسن کسائی http://tahrireno.ir/vdch.mnmt23n66ftd2.html استاد حسن‌ کسایی‌ نزد‌ دوستداران و هنرمندان موسیقی سـنتی ایـران، چـهره‌ای آشنا و بی‌نیاز از تعریف و توصیف است. بطوری که با اطمینان میتوان گفت ساز نی ،اعتبار و احترام‌ امروزی‌اش را در موسیقی از او دارد. زیرا که در سایهء تلاش، رنج و آموخته‌های‌ نیم قـرن نی‌نوازی اوست‌ که‌ توانایی‌های اجرایی این ساز افزایش یافته و نی‌نوازان به فضاهای صـوتی نو و گوناگونی دست یـافته‌اند.استاد کـسایی همواره در عمر 83 ساله اش با فروتنی و وارستگی،ارزش‌های موسیقی ملی ایران و جایگاه بزرگان این هنر را پاس‌ می‌داشت و از سر اخلاص و ارادت،این‌گونه به هنر موسیقی می‌نگرد:"موسیقی هم مثل سایر هنرها،طالب می‌خواهد و عاشق.باید که خالص باشی و بی‌ریا ، نه هرکه سـازی در بغل گرفت و آوازی زمزمه‌ کرد،‌ موسیقی‌دان است و اهل این هنر. هنرمند واقعی کسی است که هرگز سازش را،صدایش را به تفنن و سرگرمی مجلسیان طالب شادی نسپرد.هنرمندی که شیفتهء این هنر شد،از بسیاری بدی‌ها و پلیـدی‌ها‌ پرهـیز می‌کند،چون صاف بودن و بی‌غش بودن و با روح و اندیشه‌ای لطیف زندگی کردن خواست این هنر است...نمی‌شود صاحب تجربه در موسیقی شد؛استاد در این فن شد و رنج‌ نکشید. آنکه به راه این هنر رفت دیگر نـمی‌تواند پیـشه و فنی سوای موسیقی برگزیند...صاحب شیوه و شگرد شدن در موسیقی کار همه کس نیست.ابتدا باید رنج کشید،شاگردی کرد،اصول‌ و ارزش‌های‌ موسیقی سنتی این سرزمین را‌ شناخت،بعد‌ شهامت‌ بداهه نوازی و ارائهء شیوه و شگرد را داشت... چـندی پیـش در آرشیو شخصی خود به جستجوی اثری بودم ، که بطور اتفاقی با نوار کاستی روبرو شدم که سالها بود فرصتی برای شنیدنش دست نداده بود ؛ در یک روی این نوار برنامه شماره 7 گلچین هفته بود ؛ که در‌ آن،استاد‌ کسائی‌ با کلامی روان،گرم و دلنشین، زندگی جانسوز و عبرت‌آموز‌ اکبر خان،تارنواز اصفهانی را روایت کرده‌اند.جان کلام این روایت که از روح لطیف و طبع و ذوق سرشار اسـتاد‌ کـسائی‌ نـیز‌ مایه گرفته است،تصویری است از زنـدگی هـنرمند ایـرانی در برشی‌ از تاریخ زندگی این ملت؛زندگی آنان که شورآفرین و شادی‌آفرین بودند و جز رنج و ناسپاسی و غم‌ تنهایی‌ و غربت،ندیدند.استاد کسائی با همان شور و شـیدایی و احـساسی کـه در‌ جان‌ نی می‌دمند، تلخ‌کامی‌های زندگی اکبر خان را در کلام شـورانگیز و بـا احساس خود به تصویر کشیده‌ و"سر‌ دلبران"را‌ در "حدیث دیگران"آورده‌اند ،با شوری که شنیدن این روایت در دلم افکند،حیفم آمد‌ که آن‌ را‌ به گـوش دیـگر دوسـتداران موسیقی ایران نرسانم.سعی کرده‌ام در نقل این روایت،امانت‌دار باشم و تا‌ آنـ‌جا‌ در کلام استاد دست بردارم که آن را از شیوهء گفتار به شیوهء نوشتار‌ درآورم.امیدوارم که مورد لطف و محبت هنردوستان صاحبدل قرار گیرد.در شرق اصفهان،دهی هست به نام قهجاورستان،و چـند کـیلومتری بیشتر با‌ اصفهان‌ فاصله ندارد،در این ده،طفلی پا به عصر وجود گذاشت که اکـبر نـام گـرفت.او تا سن 9 سالگی‌ نتوانست اصفهان را،این بهشت خیال‌انگیز را که به نصف جهان معروف اسـت،ببیند.9‌ سـاله‌ بود که پدر و مادر را از‌ دست‌ داد‌ و به اجبار و ناچار به اصفهان‌ آمد.شب‌های‌ اصفهان را دید؛سر زدن آفـتاب را دیـد؛غروب آفـتاب را دید،و بازتاب نور را‌ در‌ کاشی‌های مسجد شیخ لطف الله‌ و مسجد شاه‌ دید.در‌ چشم‌ او این زیبایی‌ها جـلوهء دیـگری داشت.زمانه،زمانهء‌ حرمت‌ها‌ و سخت‌گیری‌ها بود.در عروسی‌ها و مجلس شادمانی،مردها در لباس و نقش زنان‌ می‌رقصیدند.نوازندگان‌،‌ پسـربچه‌ها را مـی‌آوردند و لبـاس زنانه‌ تن‌شان می‌کردند و رقص‌ و پایکوبی به آن‌ها می‌آموختند.اکبر که‌ سیمای‌ بسیار زیبا و جذّابی داشت،مورد تـوجه نـوازنده‌ها قـرار گرفت.لباس رقص بر تنش کردند‌ و آموختندش تا برقصد. خیلی زود‌ اکبر‌ خان‌ شـهرهء شـهر اصفهان‌ شد.اما‌ بدبختانه کارهای هنری، همان‌ اندازه‌ که زود صاحب هنر را به شهرت می‌رساند،گاه به همان زودی نـیز وی را‌ بـه‌ تلخ‌ترین زهرهای اجتماع‌آلوده می‌کند.اکبر چنان در‌ دام‌ اعتیاد گرفتار‌ شد‌ که‌ پس از گذشت یـکی دو‌ سـال،در بیست سالگی، چهل ساله می‌نمود.از بخت بـد اکـبر،رفته‌رفته پای زن‌ها به مجلس‌های عروسی و شادمانی‌ باز شد و دیـگر کـسی سراغ‌ او‌ نیامد.اکبر‌ غریب‌ و تنها شد.دسته‌هایی که‌ به‌ خاطر بردن او به شادمانی باهم رقـابت مـی‌کردند و مرتب دوروبر او می‌چرخیدند،رهایش کردند.حالا اکـبر بـود‌ که‌ دلش‌ بـرای آن مـجالس پر می‌زد و از‌ آن‌ها‌ می‌خواست‌ تا‌ او‌ را‌ با خـود بـبرند، و آن‌ها اعتنایی به او نمی‌کردند. اکبر سراغ تار رفت و به آموختن آن پرداخت.کاسهء تار را تـوی دل و روی زانـویش می‌گذاشت و دردها و ناکامی‌های خویش را درون کاسهء سـاز می‌ریخت.گاه به یاد رقـص‌ها و پایـکوبی‌ها و گاه به یاد رنج‌ها و دل‌آزردگی‌هایخـویش،چنان رقـصان و بانشاط،و دردمندانه و کشنده‌ساز می‌زد که‌ طاقت‌ از کف شنونده می‌برد.اکبر پیش "شکری ادیب السـلطنه" کـه از نوازندگان چیره‌دست و از شاگردان آقا حـسینقلی یـا درویـش خان بود،مشق تـار کـرد و کارش بالا گرفت ، بطوری که میتوانم با اطمینان خاطر بگویم ، اکبر در تار به قله ای رسید که هرگز دست یافتنی نیست..... به هرتقدیر آب رفـته بـه‌ جوی‌ بازگشت و دوباره اکبر خان گل سرسبد مجالس و محافل شد.پایش را در"تار"جایی گذاشت که پای کـسی بـه آن‌جا نرسید.تاج اصفهانی می‌گفت:تنها کسی‌ کـه‌ مـی‌تواند جواب آواز مـرا بـدهد،اکبر‌ خـان‌ است و من جز بـا ساز او نمی‌خواهم بخوانم.ادیب خوانساری نیز می‌گفت:جایی که اکبر هست،اجازه بدهید با او بخوانم و این زمانی اسـت کـه در‌ اصفهان،نوازنده‌های‌ پرقدرتی ساز می‌زدند.اکبر به‌ اوج‌ قـدرت و شـهرت مـی‌رسد و سـرآمد نوازندگان روزگار خـود مـی‌شود.اما روزگار،در آستانهء شصت سالگی،بازی تلخی را آغاز می‌کند و ضربهء مهلکی بر روح حساس و پیکر رنجدیدهء او می‌زند.یک روز‌ که‌ از خـواب بـرمی‌خیزد،متوجه مـی‌شود که گوش‌هایش نمی‌شنوند.با دو گوش کر،دیگر نمی‌توانست سـاز بـزند.زخمه‌های تـار اکـبر کـه خـاموش شدند،تنهایش گذاشتند.او ماند و غم غربت و ناسپاسی و روزهای تلخ تنهایی... روزی،من‌ و آقای جلیل‌ شهناز به دیدار اکبر خان رفتیم.آقای شهناز از او خواست برایمان ساز بزند.با اندوه تلخی گفت:با گوشی‌ کـه ندارم چگونه ساز بزنم؟به هرتقدیر آقای شهناز ساز را کوک کرد و به‌ دست‌ او دادند و اصرار کردند که چیزی بزند.خندهء رضایت‌مندانه‌ای در چهره‌اش آشکار شد. خوشحال از این‌که فرصتی ‌‌پیش‌ آمده تا با زخمه‌هایش را با سـیم‌ها آشـتی دهد و نقش خویش را‌ بر‌ پردهء‌ ساز کشد،تار را گرفت و روی زانو نهاد و چنان نواخت و آن‌قدرنواخت که‌ آرام و قرارمان را گرفت و من و آقای شهناز هریک به کنجی‌ افتادیم.اکبر یکی از مقام‌های‌ کوچک یعنی‌ آواز دشتی را نـواخت،شاید دو سـاعت و نیم،آن هم بدون این‌که مضرابی را تکراری بنوازد.به چهار مضراب که رسید،غوغایی به پا کرد و نغمه‌هایی را نواخت که حیرت‌انگیز بود. پس از مدتی،کار‌ اکبر به بیمارستان کشید و بـستری شـد.یکی از نوازندگان تمبک که سال‌ها بـا او کـار کرده بود،یگانه مونسش در آخرین روزهای زندگی در بیمارستان بود.روزی اکبر او را به در خانهء‌ تاجری‌ فرستاد و پیغام داد که:به پاس سال‌ها شادی آفرینی و شب‌هایی که تا صبح در مهمانی‌هایت سـاز زدم ، مرا دریاب و دستگیرم شو.بدون غـذا شـاید دو سه روزی دوام بیاورم اما بدون‌ تریاک...! پاسخ‌ صاحب مال به پیغام اکبر این بود:از این اکبر خان‌ها زیاد هستند و اگر من بخواهم آن‌ها را دریابم،چیزی برای خودم نخواهد ماند.پیش از آن‌که پاسخ آن مخدوم بـی‌عنایت‌ بـه‌ اکبر برسد،او روی تخت بیمارستان جان سپرده بود.ساززن‌های قهوه‌خانه پولی روی هم گذاشتند و به‌ پاس‌ و به احترام پیشکسوتی،جنازه‌اش را بلند‌ کردند‌ و بـه خـاکش سپردند.یک هـفته‌ای از مرگ اکبر گذشته بود که بنده و آقای تاج اصفهانی و جلیل شهناز،بی‌خبر از این ماجرا،به‌ منزل‌ شاطر‌ رمضان ابوطالبی رفـتیم.شاطر را اصفهانی‌ها خوب می‌شناسند.ظهر سه‌شنبه بود.شاطر‌ پرسید:می‌دانید‌ امروز چه روزی است؟گفتیم:خیر.با گریه و تـأثر و تـحسّر گـفت:امروز هفتم اکبر خان است. ای داد! اکبر مُرد؟با این‌که‌ زمستان‌ سردی‌ بود،قرار گذاشتیم برویم سر خاک او در تخت فولاد،و رفتیم.ابتدا‌ نشانی از گـورش ‌ ‌نـیافتیم.خوب،اگر یک ریسمان‌فروش یا روغن‌فروش معروف مُرده بود،همه می‌شناختندش. نشان گور او را از گورکنی‌ گرفتیم.پرسید:قبر‌ ایـن‌ مـطربه را مـی‌خواهید؟... توی خرابه‌ای،توی یک گودالی خاکش کردند.با نشانی گورکن،گور‌ اکبر‌ را یافتیم و آن دستمال رقصان در باد را بر روی گـور او؛دستمالی که گذشته‌ای نه‌چندان‌ دور،رقصش‌ را‌ با مچ و مضراب اکبر بارها دیده بودم. مـی‌دانید که سیم‌های تار‌ را‌ در‌ انـتهای سـاز به سیم‌گیر می‌بندند و تکه‌ای نایلون زیر و روی سیم می‌گذارند تا‌ به‌ آستین‌ صدمه نزند.در قدیم از این نایلون استفاده نمی‌کردند ودر نتیجه ته سیم،آستین را پاره‌ می‌کرد.اکبر‌ برای اینکه هنگام ساز زدن آستینش پاره نشود،یک دستمال ابـریشمی می‌انداخت روی مچش‌ و ساز‌ می‌زد.این دستمال همیشه مونس او بود. بارها رقص این دستمال را همراه با لرزش‌ سیم‌ها‌ و جنبش مضراب‌های او روی کاسهءساز،به چشم خود دیده بودم.چه رقصی با آن‌ مچ‌ و چه هماهنگی با آن چـپ و راسـت‌ها داشت و آن روز سه‌شنبه،در گورستان تخت فولاد،آن‌ دستمال‌ ابریشمی یزدی را پهن کرده بودند روی گور اکبر، و یک ریگ انداخته‌ بودند.میان‌ دستمال،تا باد آن را نبرد.نمی‌دانم چه کسی این کار را کرده بود! باد سرد ملایمی می‌وزید‌ و دسـتمال‌ دسـتخوش باد در جنبش بود.اگر می‌شد که موسیقی را ببینی،این ترنم نغمه‌های مضراب‌ و مچ اکبر بود که دستمال را به رقص درآورده بود... لازم به ذکر است که از ایشان یک فرزند و سه نوه در قید حیاتند که نام فرزند ایشان رضا نوروزی قهجاورستانی و سه نوه ایشان به ترتیب مهناز، محسن و مسعود می باشد که همگی در اصفهان زندگی می کنند.همسر ایشان نیز در سال 1388 دارفانی را وداع گفت. یادشان گرامی و راهشان مستدام باد اصفهان- تابستان 95 (1):فصلنامه هنر شماره 9 (2): این روایت در گذشته نیز در شماره های 14 ماهنامه کلک و شماره اول فصلنامه ماهور نیز به چاپ رسیده است. ]]> موسيقی و تجسمی Wed, 15 Jun 2016 11:34:43 GMT http://tahrireno.ir/vdch.mnmt23n66ftd2.html غریبی در وطن! http://tahrireno.ir/vdci.wawct1av3bc2t.html مجمع هنرمندان خراسان درمراسم ویژه ماه مبارک رمصان امسال خود، آیین بزرگداشت و تجلیل از چهره ماندگار موسیقی و آواز ملی ایران، "محمدرضا شجریان" را در جمع پیشکسوتان و هنرمندان رشته‌های مختلف هنری، شاعران، نویسندگان، روزنامه نگاران، مدیران و نخبگان فرهنگی هنری به ویژه اهالی و اساتید موسیقی برگزار می‌کند. به گزارش تحریرنو، مدیرعامل مجمع هنرمندان خراسان، با بیان این مطلب، از محمدرضا شجریان به عنوان یکی از سرامدان هنر اصیل،‌ ریشه دار و مکتب ساز خطه هنرخیز خراسان یاد کرد و گفت: "خراسان بزرگ، در تاریخ فرهنگ وهنر معاصر نیز همچون اعصار گذشته ، ستارگان فروزانی دارد، اما در کشور امام غریب، حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)، درحاشیه غربت قرار گرفته‌اند وامروز که فرهنگ وهنر در دنیا حرف اول را می‌زند، باید به متن بازآیند. گواه این ادعا نام‌های بزرگی است که در سپهر هنر وادبیات ایران‌ از جایگاهی رفیع و نقشی برجسته برخوردارند، ولی به‌دلیل غفلت ما، بر نام و یاد و آثارشان غبارغربت نشسته است، از فردوسی پاکزاد تا مهدی اخوان ثالث و از دوتارنوازان و سه تار نوازان بی بدیل شمال و جنوب خراسان که جشنواره های غربی برای شان فرش قرمز پهن می کنند ولی سرزمین خود غریب‌اند، تا محمد رضا شجریان که بی بدیل بودن هنرش غیرقابل انکار است. مهدی یمینی با اشاره به اینکه مجمع هنرمندان خراسان، در سال 1386 نیز، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان خود را به تجلیل از خالق اثر جاودانه "ربنا" اختصاص داد، ولی متآسفانه خانواده بزرگ هنرمندان، شاعران، نویسندگان و روزنامه نگاران خراسانی مقیم تهران از حضور استاد شجریان در آن مراسم معنوی بی‌بهره ماندند، تاکید کرد: "امسال مجمع هنرمندان خراسان تمام تلاش خود را معطوف خواهد کرد که آیین تجلیل اصحاب فرهنگ وهنر خراسان از اسطوره ی خراسانی موسیقی و آواز ایران، در فضایی معنوی و نخبگانی و با حضور استاد برگزار شود و امیدواریم در آن ایام، این هنرمند محبوب خراسانی، در کشور حضور داشته باشد." مجمع هنرمندان خراسان، به‌عنوان یک تشکل فراگیر فرهنگی و هنری که پیشکسوتان و فعالان ادبی وهنری خراسانی را گرد هم آورده است، از سال 1379 با هدف همگرایی و حمایت از هنرمندان خراسانی وتولید آثارهنری فاخر و ارتقاء شاخص‌های فرهنگی ایرانی  اسلامی در تهران تاسیس شد. ]]> موسيقی و تجسمی Sat, 11 Jun 2016 11:26:26 GMT http://tahrireno.ir/vdci.wawct1av3bc2t.html در فراق شالچی؛ خدمتگزار گمنام اصحاب فرهنگ http://tahrireno.ir/vdci.yawct1ayvbc2t.html صدای زنگ تلفن در خانه می‌پیچد، باز هم جمله‌ای آشنا و سهمگین"حال آقا محمود خوب نیست، خودتان را برسانید" و این‌بار مقصد، خانه محمود شالچی است! صبح بیست و هفتمین روز از ماه شعبان المعظم است که این خبر را دوست و همکار عزیزم حمید صمدی می‌دهد، بی‌مقدمه و هراسان خوانده شده‌ایم به خانه رفیقی عزیز. بهت و ناباوری مرا در بر می‌گیرد این جمله آنقدر آشنا و تلخ است که می‌دانم چه چیزی انتظارمان را می‌کشد، همسرم که حال و روز مرا می‌بیند ، اصرار می‌کند که مرا همراهی کند و می‌رویم!همین جمعه گذشته بود که با همسرم به خانه دوست دیگری رفتیم که جان بی‌تابش تاب این دنیا را نیاورده بود، "محمدعلی شعاعی" و امروز روانه خانه رفیق نازنین دیگری شده بودیم، ناباورانه و پر از بغض.مقابل خانه محمود رسیدیم، چند تن از دوستان و همکاران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دیدیم که گریان و عزادار ایستاده‌اند بر در خانه محمود شالچی طوسی. گریه امانم نمی‌دهد، پایم یاری نمی‌کند، بهت زده‌ام، مگر می‌شود که محمود عزیزمان رفته باشد آن هم اینقدر ناگهان؟!در میان صدای گریه دوستانم و هق هق خودم، تصویر محمود جلوی چشمانم آمد، همین هفته پیش در در مراسم تشییع پیکر مرحوم شعاعی دیدمش و به هم تسلیت گفتیم، حین مراسم بعد از دقایقی گفت:"من می‌روم بنشینم، توان ایستادن ندارم." با لحن و نگاهی خاص گفت: «شعاعی چه زود رفت ، کم کم نوبت ماست..."محمود شالچی طوسی از مدیران ارشد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره وزارت احمد مسجدجامعی بود. شالچی در دوران خدمتش مسئولیت‌های مختلفی در سازمان تربیت بدنی، فرهنگ و ارشاد اسلامی، کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و.... داشت و یقیناً یکی از سرمایه‌های فکری و مدیریتی در بخش فرهنگ و هنر بود.شالچی در گمنامی ، نیاز دهها تن از اصحاب هنر و فرهنگ را برآورده کرد اما هیچ گاه نخواست نام و سمتش را مطرح کند، سرمایه اصلی زندگی شالچی، دیانت، خلق نیک و قلب پاک و خیرخواهش بود. من و او به واسطه مسئولیتمان در جلسات هفتگی شورای معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی سالهای ۷۶تا۸۴ حضور داشتیم ، او ابتدا مشاور وزیر و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران بود و سپس سرپرست معاونت پژوهشی و بعد از آن معاون اداری مالی و امور استانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را عهده دار شد. طنازی‌های شالچی طوسی و مرحوم احمد بورقانی معاون وقت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حاشیه جلسات ، بسیار خاطره انگیز بود. عجبا و دریغا که از آن جمع، انسان‌های نازنینی چون سیف الله داد، احمدبورقانی، محمدعلی شعاعی، محمود شالچی طوسی دنیا را چه زود وداع گفتند.شالچی عاشق ایران و ایرانی بود، وقتی در ستاد وزارتخانه سمت معاونت اداری مالی را عهده دار شد، سفرهای استانی را شروع کرد و در یک بازه زمانی همراه با همکارانش به تمامی ادارات کل ارشاد در استانها سرکشی کرد و از نزدیک با مشکلات و کاستی‌های واحدهای صفی وزارتخانه آشنا شد، از مدیران کل استانها برای حضور در شورای معاونان وزارتخانه دعوت می‌کرد و به توسعه منابع انسانی، مسائل معیشتی و رفاهی کارکنان بسیار اهتمام ویژه داشت. شالچی طوسی مدیری کاردان، متدین و با اخلاق بود، اما اهل ریا و دین فروشی نبود. او در زمره خادمان قرآن کریم بود و سالها افتخار خادمی حرم مطهر امام رضا (ع) را داشت و توسل به اهل بیت علیهم السلام در جان و دلش موج می‌زد.از دیگر خصوصیات شادروان محمود شالچی طوسی اهمیتش به خانه و خانواده بود، طی سالها رفاقت و همکاری، در سفرها و جلساتی که با هم بودیم از رفتار و سخن گفتنش اهمیت کانون خانواده، تکریم والدین و عشق سرشارش به همسر و دخترانش هویدا بود. شالچی بسیار اهل خیر بود و مودت و دوستی را گسترش می‌داد، در روابطش احتمالاً اگر اشتباهی مرتکب می‌شد شجاعانه از طرف مقابل عذرخواهی می‌کرد و اجازه نمی‌داد دلخوریها به کینه مبدل شود.محمود شالچی عاشق و طرفدار ورزش بود، کتاب فرهنگ مصور ورزش سه زبانه را در سال ۷۹ به چاپ رساند و فرهنگ لغات ورزشی چهار جلدی (زیر چاپ ) از جمله آثار مرحوم شالچی هستند. با خودم فکر می‌کنم اگر امروز پیروزی تیم ملی والیبال را می‌دید و صعود تیم ملی را به المپیک شاهد بود چقدر ذوق و شادی می‌کرد. امروز صبح وقتی مبهوت در کنار پیکر بی جانش حاضر شدم، همسر و دختران داغدارش مویه کنان در فراق عزیزشان عزاداری می‌کردند و چه سخت و تلخ بود دیدن این صحنه‌ها را و یادآوری صحنه‌های مشابه که یک به یک از آن جمع معزز، دوستان آسمانی می‌شدند و ما با خاطراتشان داغمان را تسکین می‌دادیم. محمود شالچی سحرگاه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ بعد از اقامه نماز صبح جان به جان آفرین تسلیم کرد.علیرضا تابش مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی ]]> فرهنگ و هنر Sat, 04 Jun 2016 17:14:32 GMT http://tahrireno.ir/vdci.yawct1ayvbc2t.html